تحلیل فنی
تحلیل تکنیکال سابقه ای نزدیک به سه قرن دارد که با استفاده از شاخص ها و ترسیم نمودارهای فنی در نسخه های خطی مربوط به حدود سیصد سال پیش مشاهده شده است. اولین کاربرد قابل توجه این تحلیل توسط چارلز داو، که بنیانگذار وال استریت ژورنال به شمار می رود، انجام شد و موفق شد شاخصی به نام داو جونز Industrial Average ایجاد کند.
تحلیل تکنیکال یکی از مهم ترین روش ها برای تجزیه و تحلیل بازارهای مالی بر اساس داده های تاریخی قیمت و حجم معاملات است. می توان آن را رایج ترین و محبوب ترین راه برای ارزیابی بازار و پیش بینی روند قیمت ها دانست. با استفاده از تحلیل تکنیکال و ابزارهای تحلیلی، می توان نقاط ورودی و خروجی مناسب برای یک دارایی و همچنین سطوح توقف ضرر در یک معامله را تعیین کرد و در نهایت به نتایج سودآوری دست یافت. در تحلیل تکنیکال نمودارهای قیمت، حجم معاملات، وضعیت کلی بازار و روند قیمت دارایی های مختلف مورد بررسی قرار می گیرد. به عبارت دیگر، تحلیل تکنیکال را می توان به عنوان تعیین یک استراتژی تجاری با هدف ارزیابی یک سرمایه گذاری و شناسایی فرصت های تجاری در نظر گرفت. اساساً، تحلیلگران فنی از روندهای آماری یک دارایی، نوسانات قیمت و حجم معاملات آن دارایی برای پیش بینی قیمت آتی آن استفاده می کنند.
نکات مهم:
در بازارهایی با روند طبیعی قیمت و حجم معاملات بالا، می توان بیشتر به تحلیل تکنیکال اتکا کرد. بنابراین هر چه حجم معاملات در یک بازار بیشتر باشد، دستکاری قیمت ها و در نتیجه کاهش نوسانات غیرعادی بازار کاهش می یابد.
این روش عمدتاً توسط معامله گران کوتاه مدت استفاده می شود، در حالی که تحلیل بنیادی اغلب توسط صندوق های سرمایه گذاری و سرمایه گذاران بلند مدت استفاده می شود.
معایب تحلیل تکنیکال
نتایج پیشبینیشده تضمین نمیشود که 100٪ دقیق باشند.
روش های تحلیلی مورد استفاده تحلیلگران به شدت بر پیش بینی آنها تأثیر می گذارد.
برخی از صاحب نظران این روش تحلیل را تا حدودی غیر قابل اعتماد می دانند و از آن به عنوان یک پیشگویی خودشکوفایی یاد می کنند. در واقع، آنها معتقدند که افرادی که از این تحلیل استفاده می کنند تا حدودی رفتارهای تجاری خود را از طریق اعداد و منطق ریاضی توجیه می کنند. بر اساس نظریه پیشگویی خودشکوفایی، یک رویداد زمانی رخ می دهد که بسیاری از مردم باور داشته باشند که اتفاق خواهد افتاد.
اندیکاتورهای مختلف ممکن است سیگنال های خرید و فروش متفاوتی را ارائه دهند.
اصول بنیادی تحلیل تکنیکال
اصول تعبیه شده در نظریه داو را می توان مبنای اساسی تحلیل تکنیکال دانست که هر معامله گر فنی باید به آن توجه کند.
تخفیف قیمت همه چیز : تحلیلگران فنی معتقدند که قیمت یک دارایی منعکس کننده تمام اطلاعات موجود (اقتصادی، سیاسی و غیره) است. بنابراین مطالعه داده های تاریخی قیمت کافی است. عنصر اصلی تحلیل تکنیکال عرضه و تقاضا است که اساساً احساسات بازار را نشان می دهد. این عامل نشان می دهد که قیمت یک دارایی را می توان در نتیجه تعامل فشارهای خرید و فروش مشاهده کرد که به طور مستقیم با احساسات معامله گران (ترس و طمع) مرتبط است. تحلیلگران باید بیشتر بر روی خود قیمت تمرکز کنند تا متغیرهای موثر بر آن.
حرکت قیمت در روندها : بازارها به طور کلی در روندهای صعودی، نزولی یا جانبی حرکت می کنند. تحلیلگران تلاش می کنند تا این روندها را شناسایی کرده و از آنها سرمایه گذاری کنند.
تاریخ به خودی خود تکرار می شود : بازارها تمایل به تکرار الگوهای قیمتی تاریخی دارند و تحلیلگران از این الگوها برای پیش بینی حرکات آتی استفاده می کنند. تحلیل تکنیکال بر اساس قیمت های گذشته و فعلی یک سهام یا دارایی انجام می شود، با این فرض اساسی که روند قیمت یک دارایی تصادفی نیست و تاریخ تکرار می شود. بر اساس این دیدگاه، تحلیلگران فنی می توانند با بررسی داده های قیمت تاریخی یک دارایی و با استفاده از الگوهای شکل گرفته در نمودارهای قیمت مربوطه، روند قیمت آتی یک دارایی را پیش بینی کنند.
انواع نمودارها
نمودار خطی : سادهترین نوع نمودار که قیمت را در طول زمان نمایش میدهد، که فقط شامل قیمتهای بسته میشود.
نمودار میله ای : هر نوار نشان دهنده قیمت های افتتاح، بالاترین، پایین ترین و بسته شدن (OHLC) برای یک بازه زمانی مشخص است.
نمودار شمعی : شبیه به نمودار میله ای است، اما ارائه بصری جذاب تری با اطلاعات بصری بیشتر ارائه می دهد. هر کندل نشان دهنده نوسانات قیمت در یک دوره زمانی خاص است. اکثر تحلیلگران بازار، نمودارهای کندل استیک را بهترین گزینه برای تحلیل بازار می دانند، زیرا می توانند تغییرات روزانه قیمت هر ارز دیجیتال را بر اساس تغییرات هر کندل ارائه دهند.
ابزارهای تحلیل فنی
اندیکاتورها : اندیکاتورها از ضروری ترین ابزارهای مورد استفاده در تحلیل تکنیکال هستند. آنها به شناسایی روندهای فعلی کمک می کنند و اطلاعات ارزشمندی در مورد روندهای آینده ارائه می دهند و کارایی و سرعت تحلیل ها را افزایش می دهند. از آنجایی که اندیکاتورها همچنین می توانند خطا ایجاد کنند، معامله گران حرفه ای اغلب از چندین اندیکاتور به طور همزمان استفاده می کنند تا ریسک تحلیل های خود را کاهش دهند. اندیکاتورها به تحلیلگران در شناسایی روندها و سیگنال های خرید/فروش کمک می کنند. برخی از شاخص های رایج عبارتند از:
میانگین متحرک (MA) : میانگین قیمت یک دارایی در یک دوره زمانی خاص، که می تواند به شناسایی روندها و نقاط معکوس کمک کند.
شاخص قدرت نسبی (RSI) : این شاخص شرایط خرید یا فروش بیش از حد یک دارایی را نشان می دهد و می تواند سیگنال های معکوس ارائه دهد.
MACD (میانگین متحرک واگرایی همگرایی) : یک ابزار تحلیل روند است که سیگنال های خرید و فروش را بر اساس تلاقی میانگین های متحرک تشخیص می دهد.
خطوط روند : خطوط روند روی نمودارها ترسیم می شوند تا جهت حرکت قیمت را نشان دهند. تحلیلگران می توانند خطوط روند صعودی (که قیمت ها را به سمت بالا هدایت می کند) و خطوط روند نزولی (که قیمت ها را به سمت پایین هدایت می کند) ترسیم کنند تا نقاط ورود و خروج را شناسایی کنند. خطوط روند یک عامل حیاتی است که توسط معامله گران ارزهای دیجیتال مورد توجه قرار می گیرد و به آنها امکان می دهد قیمت های آینده را بر اساس اوج های تاریخی شناسایی کنند.
سطوح حمایت و مقاومت
با شناسایی این سطوح افقی، میتوانیم عرضه و تقاضای اخیر برای ارز دیجیتال مورد نظر را تحلیل کنیم و بر اساس این تحلیلها پیشبینی کنیم.
پشتیبانی : سطح قیمتی که تقاضا برای جلوگیری از کاهش بیشتر قیمت کافی باشد. وقتی قیمت به سطح حمایت نزدیک می شود، احتمال افزایش قیمت وجود دارد.
مقاومت : سطح قیمتی که در آن عرضه برای جلوگیری از افزایش بیشتر قیمت کافی باشد. وقتی قیمت به سطح مقاومت نزدیک می شود، احتمال کاهش قیمت وجود دارد.
الگوهای قیمت
الگوهای قیمت می تواند به شناسایی روندهای آینده کمک کند. انواع الگوهای قیمت عبارتند از:
الگوهای ادامه : نشان می دهد که روند فعلی ادامه خواهد داشت (به عنوان مثال، مثلث، پرچم، و گوه).
الگوهای معکوس : یک تغییر احتمالی در روند را نشان می دهد (به عنوان مثال، سر و شانه ها، بالا و پایین دوتایی).
سیگنال های خرید و فروش
سیگنال های خرید و فروش به معامله گران کمک می کند تا زمان مناسب برای ورود و خروج از بازار را شناسایی کنند. این سیگنال ها را می توان از اندیکاتورها، الگوهای قیمت یا سطوح حمایت و مقاومت استخراج کرد.
مدیریت ریسک
مدیریت ریسک جزء حیاتی هر استراتژی معاملاتی است. برخی از اصول کلیدی مدیریت ریسک عبارتند از:
استفاده از توقف ضرر : تعیین نقطه ای که در آن معامله باید بسته شود تا از ضرر بیشتر جلوگیری شود.
استفاده از Take Profit : تعیین نقطه ای که در آن معامله باید بسته شود تا سود حاصل شود.
متنوع سازی : سرمایه گذاری در دارایی های مختلف برای کاهش ریسک.
استراتژی های معاملاتی
تحلیلگران فنی می توانند از بین استراتژی های معاملاتی مختلف، از جمله:
معاملات روزانه : خرید و فروش دارایی در یک روز.
تجارت نوسانی : دارایی ها را برای چند روز یا چند هفته نگه دارید.
معاملات موقعیت : نگهداری دارایی ها برای مدت طولانی تر، معمولاً چندین ماه یا حتی سال.
ملاحظات کلیدی برای موفقیت در تحلیل تکنیکال
یادگیری مستمر : آموزش مداوم در مورد ابزارها، شاخص ها و الگوهای جدید.
تمرین : استفاده از حسابهای آزمایشی برای تمرین استراتژیها بدون ریسک مالی.
بازنگری و تجزیه و تحلیل معاملات گذشته : یادگیری از موفقیت ها و شکست ها برای بهبود استراتژی ها.
تحلیل تکنیکال ابزار قدرتمندی است، اما برای دستیابی به نتایج مطلوب نیازمند تمرین و یادگیری مداوم است.
No comment